فرهنگ آریان‌پور

لبه

#۱۷۳٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rim

لبه، دیواره، قاب عینک، دوره دار کردن، زهوار گذاشتن، لبه داریا حاشیه دار کردن

۲

brim

لبه، کنار، حاشیه، پر کردن

۳

edging

لبه، لبه گذارى

۴

hem

سبحاف اهم (صدایى که براى صاف کردن سینه درآورند)، سینه صاف کردن، تمجمج کردن، لبه، کناره دار کردن، لبه دار کردن، حاشیه دار کردن، احاطه کردن

۵

edge

کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن

۶

rand

مرز، کنار، حاشیه، لبه، برآمدگى لبه طبقات سنگ، نوار، تسمه ى آهنى، تکه دراز گوشت، به صورت نوار یا تسمه درآوردن

۷

ledge

طاقچه، لبه، برآمدگى

۸

marge

حاشیه، کنار، لبه، حاشیه دار کردن

۹

ridge

برآمدگى، مرز، لبه، خط الراس، خرپشته، نوک، مرز بندى کردن، شیار دار کردن

۱۰

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن واژه هاى شامل

۱۱

border

سرحد، حاشیه، لبه، کناره، مرز، خط مرزى، لبه گذاشتن (به)، سجاف کردن، حاشیه گذاشتن، مجاور بودن

۱۲

fringe

حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه

۱۳

margin

حاشیه، تفاوت، کنار، لبه، اندک، حاشیه دار کردن، حد، بودجه احتیاطى، مابه التفاوت

۱۴

selvage

(selvedge =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز

۱۵

selvedge

(selvage =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز

۱۶

mouthpiece

دهانه، لبه، دهن گیر، سخنگو، عامل