لبه
#۱۷۳٬۵۳۶
rim
لبه، دیواره، قاب عینک، دوره دار کردن، زهوار گذاشتن، لبه داریا حاشیه دار کردن
brim
لبه، کنار، حاشیه، پر کردن
edging
لبه، لبه گذارى
hem
سبحاف اهم (صدایى که براى صاف کردن سینه درآورند)، سینه صاف کردن، تمجمج کردن، لبه، کناره دار کردن، لبه دار کردن، حاشیه دار کردن، احاطه کردن
edge
کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن
rand
مرز، کنار، حاشیه، لبه، برآمدگى لبه طبقات سنگ، نوار، تسمه ى آهنى، تکه دراز گوشت، به صورت نوار یا تسمه درآوردن
ledge
طاقچه، لبه، برآمدگى
marge
حاشیه، کنار، لبه، حاشیه دار کردن
ridge
برآمدگى، مرز، لبه، خط الراس، خرپشته، نوک، مرز بندى کردن، شیار دار کردن
track
شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن واژه هاى شامل
border
سرحد، حاشیه، لبه، کناره، مرز، خط مرزى، لبه گذاشتن (به)، سجاف کردن، حاشیه گذاشتن، مجاور بودن
fringe
حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه
margin
حاشیه، تفاوت، کنار، لبه، اندک، حاشیه دار کردن، حد، بودجه احتیاطى، مابه التفاوت
selvage
(selvedge =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز
selvedge
(selvage =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز
mouthpiece
دهانه، لبه، دهن گیر، سخنگو، عامل