فرهنگ آریانپور
لبریز شدن
#۱۷۳٬۵۲۰
run over
لبریز شدن، مرور کردن، زیر گرفتن
slop
هر نوع لباس گشاد رویى، روپوش کتانى پزشکان و امثال آن، شلوار گشاد، لجن، باتلاق، مشروب رقیق و بى مزه، غذاى رقیق و بى مزه، پساب آشپزخانه و امثال آن، تفاله، آدم بى بند و بار، آدم کثیف، لبریز شدن، آشغال خورى
redound
کمک کردن، منجر شدن، لبریز شدن
overflow
سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز
supercharge
تجاوز کردن، لبریز شدن، نیروى برق بیش از اندازه رساندن به (ماشین و غیره)، دستگاه تشدید
fill
پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن