فرهنگ آریان‌پور

لبریز شدن

#۱۷۳٬۵۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

run over

لبریز شدن، مرور کردن، زیر گرفتن

۲

slop

هر نوع لباس گشاد رویى، روپوش کتانى پزشکان و امثال آن، شلوار گشاد، لجن، باتلاق، مشروب رقیق و بى مزه، غذاى رقیق و بى مزه، پساب آشپزخانه و امثال آن، تفاله، آدم بى بند و بار، آدم کثیف، لبریز شدن، آشغال خورى

۳

redound

کمک کردن، منجر شدن، لبریز شدن

۴

overflow

سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز

۵

supercharge

تجاوز کردن، لبریز شدن، نیروى برق بیش از اندازه رساندن به (ماشین و غیره)، دستگاه تشدید

۶

fill

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن