فرهنگ آریان‌پور

لبریز

#۱۷۳٬۵۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

brimful

لبریز

۲

full

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل

۳

awash

مماس با سطح آب، سرگردان بر روى امواج دریا، لبریز

۴

large

وسیع، جادار، پهن، درشت، لبریز، جامع، کامل، سترگ، بسیط، بزرگ، حجیم، هنگفت

۵

topful

پر، مالامال، لبریز

۶

fopfull

پر، مالامال، لبریز

۷

profuse

فراوان، وافر، سرشار، سارى، لبریز، سرشار ساختن

۸

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "

۹

flown

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly