فرهنگ آریان‌پور

لباس - خوش -

#۱۷۳٬۳۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gash

زخم، بریدگى، جاى زخم در صورت، آلت تناسلى زن، مقاربت جنسى، توخالى، لاف، بد منظر، زشت، زیرک، خوش لباس، زخم زدن، بریدن، شکافدار کردن، پرحرفى کردن

۲

dandy

شیک پوش، خوش لباس، خوش تیپ، فوکولى

۳

finical

(finicky =) ـ شیک، خوش لباس، متوجه جزئیات

۴

gallant

دلاور، دلیر، شجاع، عالى، خوش لباس، جنتلمن، زن نواز، متعارف و خوش زبان درپیش زنان، زن باز، دلاورى کردن، زن بازى کردن، ملازمت کردن

۵

fashionmonger

علاقمند به مد و سلیقه، شیک، خوش لباس