فرهنگ آریان‌پور

لایی گذاشتن

#۱۷۳٬۲۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۲

wad

لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن

۳

gasket

بادبان بند، شراع بند، واشر چرمى، درزبند، درز گرفتن، لایى گذاشتن