فرهنگ آریان‌پور

لایی دار کردن

#۱۷۳٬۲۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۲

quilt

لحاف، بالاپوش، مثل لحاف دوختن