فرهنگ آریان‌پور

لانش

#۱۷۳٬۰۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sway

این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى

۲

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن