فرهنگ آریان‌پور

لابه‌ کردن

#۱۷۲٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

implore

درخواست کردن از، عجز و لابه کردن به، التماس کردن به، استغاثه کردن از

۲

sob

هق هق، بغض گریه، گریه، گریه کردن، همراه با سکسکه و بغض گریه کردن

۳

keen

تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق

۴

beseech

(past: beseeched, besought ; past participle: beseeched, besought) ـ در جستجوى چیزى بودن، التماس کردن، تقاضا کردن، استدعا کردن

۵

supplicate

درخواست کردن، التماس کردن، استدعا کردن