فرهنگ آریانپور
لابه کردن
#۱۷۲٬۶۶۳
implore
درخواست کردن از، عجز و لابه کردن به، التماس کردن به، استغاثه کردن از
sob
هق هق، بغض گریه، گریه، گریه کردن، همراه با سکسکه و بغض گریه کردن
keen
تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق
beseech
(past: beseeched, besought ; past participle: beseeched, besought) ـ در جستجوى چیزى بودن، التماس کردن، تقاضا کردن، استدعا کردن
supplicate
درخواست کردن، التماس کردن، استدعا کردن