فرهنگ آریان‌پور

لاف زن

#۱۷۲٬۸۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

boaster

لاف زن، خودستا

۲

boastful

لاف زن، چاخان

۳

thrasonical

لاف زن، از روى لاف و گزاف

۴

idol

بت، صنم، خداى دروغى، مجسمه، لاف زن، دغل باز، سفسطه، وابسته به خدایان دروغى و بت ها، معبود

۵

gabber

ریشخند کن، سخریه کن، لاف زن، پرحرف

۶

gascon

گاسگن، اهل gascony در فرانسه، لاف زن

۷

bouncer

دروغ بزرگ و فاحش، لاف زن، لى لى کننده، مامورى که در نمایش ها و غیره اشخاص اخلالگر را خارج مى کند

۸

assuming

فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن

۹

popinjay

(جانور شناسى) طوطى سبز رنگ و منقار و پا قرمز، طوطى صفت، آدم خودنما، ژستى