فرهنگ آریان‌پور

لاشه

#۱۷۲٬۸۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cadaver

لاشه، نعش (انسان)، جسد (براى تشریح)

۲

carcase

لاشه، جسد

۳

wreckage

لاشه هواپیما یا ماشین و غیره، خرابى، اتلاف

۴

bier

تخت روان، جاى گذاردن تابوت در قبر، جسد، لاشه، مقبره، مزار

۵

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۶

offal

آشغال، آخال، کف، مواد زائد، لاشه

۷

wreck

کشتى شکستگى، خرابى، لاشه کشتى و هواپیما و غیره، خراب کردن، خسارت وارد آوردن، خرد و متلاشى شدن

۸

carcass

جسد، استخوان بندى، لاشه، بدن

۹

carrion

مردار، لاشه، گوشت گندیده

۱۰

corpus

مجموعه اى از نوشتجات، (م.ل.) تن، جسم، تنه