فرهنگ آریان‌پور

لازمه چیزی

#۱۷۲٬۷۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

nice

نازنین، دلپسند، خوب، دلپذیر، مطلوب، مودب، نجیب

۲

riveting

پرچ کردن، پر چین کردن، بامیخ پرچ محکم کردن، به هم میخ زدن، محکم کردن

۳

essential

ضرورى، اساسى، واجب، بسیار لازم، اصلى، اساسى ذاتى، جبلى، لاینفک، واقعى، عمده، بى وارث را)، مصادره کردن