فرهنگ آریان‌پور

لازمه

#۱۷۲٬۷۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

requisite

بایسته، شرط لازم، لازمه، احتیاج، چیز ضرورى

۲

prerequisite

پیش نیاز، پیش بایست، لازمه، شرط لازم، شرط قبلى، لازمه امرى

۳

corollary

نتیجه، فرع، همروند، استنباط، نتیجه فرعى

۴

postulate

انگاره، پذیره، مسلم فرض کردن، تقاضا، درخواست، ادعا، قیاس منطقى، بدیهى شمرده، لازم دانستن، قیاس منطقى کردن، فرض نمودن

۵

incidental

فرعى، ضمنى، تابع، غیر مهم، اتفاقى، لازم، رخ دهنده، محتمل الوقوز