فرهنگ آریان‌پور

لازم بسیار

#۱۷۲٬۷۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

essential

ضرورى، اساسى، واجب، بسیار لازم، اصلى، اساسى ذاتى، جبلى، لاینفک، واقعى، عمده، بى وارث را)، مصادره کردن