فرهنگ آریان‌پور

لاحق

#۱۷۲٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

accessory

فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست

۲

succeeder

کامیاب، لاحق، جانشین

۳

subsequent

پس آیند، بعدى، بعد، پسین، لاحق، مابعد، دیرتر، متعاقب