فرهنگ آریان‌پور

لابلای چیزی‌ گذاشتن

#۱۷۲٬۶۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

weave

(past: wove, weaved ; past participle: woven, weaved) ـ بافتن، درست کردن، ساختن، بافت، با فندگى

۲

insert

درج کردن، جا انداختن، الحاق کردن، در جوف چیزى گذاردن، جا دادن، داخل کردن، در میان گذاشتن