فرهنگ آریانپور
انجام نشده
#۱۷٬۲۱۰
unfulfilled
انجام نشده، وفا نشده سفارشات و کارها و غیره
irredenta
از گرو در نیامده، انجام نشده، جبران نشده
incomplete
ناتمام، ناکامل، ناقص، نا تمام، انجام نشده، پر نشده، معیوب
undone
(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن
backlog
کنده بزرگى که پشت آتش بخارى گذارده مى شود، موجودى جنسى که بابت سفارشات در انبار موجود است، جمع شدن، انبار شدن، کار ناتمام یا انباشته، پس افت
uncommitted
ناوابسته، غیر متعهد نشده، تعهد نشده، تقبل نشده