فرهنگ آریان‌پور

گنگی

#۱۷۰٬۹۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

incommensurability

گنگى، تباین، عدم تقارن، سنجش ناپذیرى

۲

ambiguity

ابهام، نامعلومى، سخن مشکوک، گنگى معنى

۳

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن

۴

opacity

کدرى، تارى، حاجب ماورایى، ایهام vagueness

۵

obscurity

تیرگى، تارى، ابهام، گمنامى