فرهنگ آریان‌پور

گنگ

#۱۷۰٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

surd

گنگ، اصم، بى صدا، صامت، رادیکال

۲

unvocal

گنگ، ناگویا، غیر مصطلح، بدون موسیقى، بدون نوسان صدا

۳

voicless

گنگ، بى صدا، بدون راى و عقیده، بیواک

۴

dumb

زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن

۵

whist

خاموش، ساکت، آرام، گنگ، بى صدا، ساکت کردن، هیس کردن، نوعى بازى ورق

۶

irrational

ناگویا، اصم، گنگ، غیر عقلى، غیر عقلانى، نامعقول، غیر منطقى، بى معنى

۷

speechless

صامت، لال، گنگ (gong)

۸

tongueless

بى زبان، گنگ

۹

inexpressive

غیر گویا، نارسا، نرساننده مقصود، گنگ، بیحالت

۱۰

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن واژه هاى شامل bend

۱۱

foggy

مانند مه، مه آلود، تیره و تار کامپیوتر

۱۲

fuzzy

کرکى، ریش ریش، پرزدار، خوابدار، تیره ریاضی‌

۱۳

absent

غایب، مفقود، غیر موجود، پریشان خیال

۱۴

ambiguous

مبهم، با ابهام، تاریک (از لحاظ مفهوم)، دوپهلو