فرهنگ آریان‌پور

گندیده

#۱۷۰٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

fetid

گندیده، بدبو، متعفن، داراى بوى زننده، گند دهان

۲

addle

چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن

۳

septic

وابسته به گندیدگى، جسم عفونى، ماده عفونى، گندیده، آلوده، چرکى

۴

putrescent

(putrescible =) ـ گندیده، فساد پذیر

۵

putrescible

(putrescent =) ـ گندیده، فساد پذیر

۶

putrid

فاسد، متعفن

۷

rancid

ترشیده، بو گرفته، باد خورده، فاسد، نامطبوع، متعفن

۸

smelly

بودار، بدبو، متعفن

۹

flyblown

بید خورده، بیدزده، آلوده به تخم حشرات