فرهنگ آریانپور
گندیده
#۱۷۰٬۹۳۸
fetid
گندیده، بدبو، متعفن، داراى بوى زننده، گند دهان
addle
چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن
septic
وابسته به گندیدگى، جسم عفونى، ماده عفونى، گندیده، آلوده، چرکى
putrescent
(putrescible =) ـ گندیده، فساد پذیر
putrescible
(putrescent =) ـ گندیده، فساد پذیر
putrid
فاسد، متعفن
rancid
ترشیده، بو گرفته، باد خورده، فاسد، نامطبوع، متعفن
smelly
بودار، بدبو، متعفن
flyblown
بید خورده، بیدزده، آلوده به تخم حشرات