فرهنگ آریانپور
گند
#۱۷۰٬۸۳۱
fetor
(stench =) ـ بوى بد، گند
stink
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
stench
دود یا بوى قوى، بوى زننده، تعفن، گند
infection
عفونت، سرایت مرض، گند
gonad
غده جنسى (بیضه یا تخمدان) عامیانه
chronic
دیرینه، مزمن، سخت، شدید، گرانرو grotty niff بو بخار
terrible
وحشتناک، وحشت آور، ترسناک، هولناک، بسیار بد، سهمناک terrible خودمانی
effluvium
جریان (در الکتریسته و نور و مغناطیس)، پخش بخارج، هواى گرفته و خفه، استشمام هواى خفه و گرفته
execrable
ملعون، مکروه، نفرت انگیز، زشت
malodorous
بد بو