فرهنگ آریانپور
گنجینه
#۱۷۰٬۸۲۸
thesaurus
گنجینه، خزانه، انبار، مخزن، (مجازى) فرهنگ جامع، قاموس، مجموعه اطلاعات
trove
چیز پیدا شده، گنجینه، تحفه
treasure
گنج، گنجینه، خزانه، ثروت، جواهر، گنجینه اندوختن، گرامى داشتن، دفینه
treasury
خزانه دارى، گنجینه، گنج، خزانه
stash
انبار کردن، ذخیره کردن (در محل مخفى براى آینده)، انباشتن، محبوس کردن، پنهانگاه treasure house
wealth
توانگرى، دارایى، ثروت، مال، تمول، وفور، زیادى
reproach
سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن
repository
انبار، مخزن، صندوق تابوت، ظرف، رازدار