واژههای فارسی←گماشتن کسی به کاریفرهنگ آریانپورگماشتن کسی به کاری#۱۷۰٬۶۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱launchبه آب انداختن کشتى، انداختن، پرت کردن، روانه کردن، مامور کردن، شروع کردن، اقدام کردنواژههای نزدیک در الفباگمارشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگمارشی - حکم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگمارندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگماشتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگماشت شناسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگماشت گروهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر