فرهنگ آریان‌پور

گمارش

#۱۷۰٬۶۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

assignment

گمارش، واگذارى، انتقال قانونى، حواله، تخصیص اسناد، تکلیف درسى و مشق شاگرد، وظیفه، ماموریت

۲

placement

قرار دادن، گمارش، تهیه کار، کاریابى، تعیین دانشپایه دانشجو از روى امتحان

۳

hire

کرایه، اجاره، مزد، اجرت، کرایه کردن، اجیر کردن، کرایه دادن (گاهى با out)

۴

task

تکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردن

۵

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۶

employ

استعمال کردن، به کار گماشتن، استخدام کردن، مشغول کردن، به کار گرفتن، شغل

۷

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن

۸

deputation

هیئت نمایندگى، نماینده، نمایندگى، وکالت

۹

employment

به کارگیرى، کارگمارى، استخدام

۱۰

nomination

نام گذارى، کاندید، تعیین، نامزدى (در انتخابات)

۱۱

appointment

تعیین، انتصاب، قرار ملاقات، وعده ملاقات، کار، منصب، گماشت