گمارش
#۱۷۰٬۶۰۳
assignment
گمارش، واگذارى، انتقال قانونى، حواله، تخصیص اسناد، تکلیف درسى و مشق شاگرد، وظیفه، ماموریت
placement
قرار دادن، گمارش، تهیه کار، کاریابى، تعیین دانشپایه دانشجو از روى امتحان
hire
کرایه، اجاره، مزد، اجرت، کرایه کردن، اجیر کردن، کرایه دادن (گاهى با out)
task
تکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردن
charge
تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه
employ
استعمال کردن، به کار گماشتن، استخدام کردن، مشغول کردن، به کار گرفتن، شغل
commission
ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن
deputation
هیئت نمایندگى، نماینده، نمایندگى، وکالت
employment
به کارگیرى، کارگمارى، استخدام
nomination
نام گذارى، کاندید، تعیین، نامزدى (در انتخابات)
appointment
تعیین، انتصاب، قرار ملاقات، وعده ملاقات، کار، منصب، گماشت