فرهنگ آریان‌پور

گشتی

#۱۶۹٬۶۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

patrol

(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن

۲

runner

ریشه هوایى، دونده، گردنده، گشتى، افسر پلیس، فروشنده سیار، ولگرد، متصدى، ماشین چى، اداره کننده شغلى

۳

patrolman

پلیس گشتى، گشتى