فرهنگ آریان‌پور

گشتن دور چیزی با هواپیما

#۱۶۹٬۶۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

circumnavigate

دور تا دور گیتى یا اقلیمى کشتى رانى کردن، زمین را دورزدن، پیرامون پیمودن