فرهنگ آریان‌پور

گشت زدن

#۱۶۹٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

cruise

سفر دریایى، گشت زدن

۲

patrol

(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن

۳

roam

پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى

۴

walk

راه رفتن، گام زدن، گردش کردن، پیاده رفتن، گردش پیاده، گردشگاه، پیاده رو، راه پیما، گردش کننده، راه رونده، راه رو

۵

jaunt

گردش، تفریح، مسافرت کوچک، تفرج کردن، سفر کوچک کردن

۶

range

برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن

۷

whirl

چرخانیدن، چرخش، چرخیدن، گردش سریع، حرکت گردابى