فرهنگ آریانپور
گشت زدن
#۱۶۹٬۶۵۱
cruise
سفر دریایى، گشت زدن
patrol
(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن
roam
پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى
walk
راه رفتن، گام زدن، گردش کردن، پیاده رفتن، گردش پیاده، گردشگاه، پیاده رو، راه پیما، گردش کننده، راه رونده، راه رو
jaunt
گردش، تفریح، مسافرت کوچک، تفرج کردن، سفر کوچک کردن
range
برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن
whirl
چرخانیدن، چرخش، چرخیدن، گردش سریع، حرکت گردابى