فرهنگ آریان‌پور

گشت

#۱۶۹٬۶۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tour

گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن

۲

veer

تغییر جهت دادن، تغییر عقیده دادن، برگشت، گشت، انحراف، تغییر مسیر

۳

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن

۴

patrol

(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن

۵

excursion

گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر

۶

entire

کاملاً، کلاً، سراسر

۷

complete

کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن

۸

entirely

تمام، درست، دست نخورده، بى عیب

۹

inflection

(inflexion =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء، صرف فعل، کجى