فرهنگ آریانپور
گشت
#۱۶۹٬۶۴۸
tour
گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن
veer
تغییر جهت دادن، تغییر عقیده دادن، برگشت، گشت، انحراف، تغییر مسیر
turn
نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن
patrol
(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن
excursion
گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر
entire
کاملاً، کلاً، سراسر
complete
کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن
entirely
تمام، درست، دست نخورده، بى عیب
inflection
(inflexion =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء، صرف فعل، کجى