فرهنگ آریان‌پور

گسیخته

#۱۶۹٬۵۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

disjointed

بى ربط، گسیخته، متلاشى، در رفته، نامربوط

۲

inconsequent

(inconsecutive =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه

۳

inconsecutive

(inconsequent =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه