واژههای فارسی←گسله بستریفرهنگ آریانپورگسله بستری#۱۶۹٬۵۴۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sill(cill =) ـ آستانه، پایه، تیر پایه، آستانه در، گسله بسترى، داراى آستانه یا پایه نمودنواژههای نزدیک در الفباگسسته - دستگاه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگسسته - مدار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگسسته از هممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگسل درهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگسلاندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگسلهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر