فرهنگ آریان‌پور

گسسته

#۱۶۹٬۵۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

discrete

گسسته، جدا، مجزا، مجرد، مجزا کردن

۲

disjointed

بى ربط، گسیخته، متلاشى، در رفته، نامربوط

۳

disjunctive

فصلى، جدا سازنده، فاصل، حرف عطفى که بظاهر پیوند مى دهد و در معنى جدا مى سازد (مثل but)، داراى دو شق مختلف

۴

disconnected

جدا، سوا، بریده، منفصل، بیربط

۵

discontinuous

منقطع، غیر مداوم، منفصل، ناپیوسته