فرهنگ آریان‌پور

گسترشگر

#۱۶۹٬۵۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

propagator

گسترشگر، تکثیر کننده، انتشار دهنده

۲

spreader

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن spread