فرهنگ آریانپور
گسترش یافتن
#۱۶۹٬۵۲۲
outspread
گسترش یافتن، توسعه، بسط، پراکنده
deploy
گسترش، جبهه، گسترش یافتن، بحالت صف درآوردن، قرار دادن قشون
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
circumfuse
به اطراف منتشر کردن، منتشر شدن، گسترش یافتن
stalk
خرامیدن، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، ساقه، پایه، چیزى شبیه ساقه
develop
توسعه دادن، ایجاد کردن، بسط دادن، پرورش دادن