فرهنگ آریان‌پور

گسترش

#۱۶۹٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

deploy

گسترش، جبهه، گسترش یافتن، بحالت صف درآوردن، قرار دادن قشون

۲

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۳

expanse

پهنا، وسعت، فضاى زیاد، بسط و توسعه، گسترش

۴

extension

اضافى، الحاقى، کشش، تمدید، بسط، توسعه، گسترش، توسیع، تعمیم، تلفن فرعى

۵

deployment

آرایش قشون، (علوم نظامى) تفرقه، گسترش، قرارگیرى قشون یا نیرو

۶

propagation

پخش، ترویج، گسترش، تکثیر، تبلیغ، انتشار، رواج، پراکنى

۷

area

مساحت، فضا، ناحیه

۸

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۹

amplitude

فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال

۱۰

diffusion

پخش، پخش شدگى، ریزش، افاضه، (مجازى) انتشار

۱۱

dimension

اندازه، بعد، اهمیت، ابعاد

۱۲

enlargement

توسعه، بزرگى expansion reach stretch