فرهنگ آریانپور
گسترش
#۱۶۹٬۵۱۰
deploy
گسترش، جبهه، گسترش یافتن، بحالت صف درآوردن، قرار دادن قشون
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
expanse
پهنا، وسعت، فضاى زیاد، بسط و توسعه، گسترش
extension
اضافى، الحاقى، کشش، تمدید، بسط، توسعه، گسترش، توسیع، تعمیم، تلفن فرعى
deployment
آرایش قشون، (علوم نظامى) تفرقه، گسترش، قرارگیرى قشون یا نیرو
propagation
پخش، ترویج، گسترش، تکثیر، تبلیغ، انتشار، رواج، پراکنى
area
مساحت، فضا، ناحیه
circle
دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن
amplitude
فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال
diffusion
پخش، پخش شدگى، ریزش، افاضه، (مجازى) انتشار
dimension
اندازه، بعد، اهمیت، ابعاد
enlargement
توسعه، بزرگى expansion reach stretch