فرهنگ آریان‌پور

گسترده‌ کردن

#۱۶۹٬۵۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۲

widen

پهن کردن، عریض کردن، گشاد کردن

۳

extend

توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن

۴

broaden

پهن کردن، وسیع کردن، منتشر کردن

۵

enlarge

بزرگ کردن، با تفصیل شرح دادن، توسعه دادن، وسیع کردن، بسط دادن

۶

stretch

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت

۷

outreach

فرا رسیدن از، توسعه یافتن، توسعه، برترى یافتن

۸

outstretch

استراحت کردن، توسعه دادن، بسط