فرهنگ آریانپور
گزاره ای
#۱۶۹٬۲۴۲
predicative
مسندى، گزاره اى
sketchy
عارى از جزئیات، سردستى، از روى عجله، ناقص، سطحى
predicate
مسند، خبر، مسندى، خبرى، خبر دادن، اطلاق کردن، به صورت مسند قرار دادن، مبتنى کردن، مستند کردن، گزاره، دلالت کردن
interpretive
(interpretative =) ـ تفسیرى، شرحى