فرهنگ آریان‌پور

گزاره

#۱۶۹٬۲۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

predicate

مسند، خبر، مسندى، خبرى، خبر دادن، اطلاق کردن، به صورت مسند قرار دادن، مبتنى کردن، مستند کردن، گزاره، دلالت کردن

۲

proposition

موضوع، قضیه، کار، مقصود، قیاس منطقى، پیشنهاد کردن به، دعوت به مقاربت جنسى کردن، گزاره، پیشنهاد دستور زبان‌

۳

term

مدت، دوره، دوره انتصاب، جمله، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلى، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن، لفظ، شرط

۴

phrase

عبارت، تعبیر، اصطلاح، فراز، عبارت سازى، کلمه بندى، سخن موجز، پند و امثال بعبارت درآوردن، تعبیر درآوردن، تعبیر کردن، کلمه بندى کردن

۵

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۶

comments

توضیح، تفسیر، تعبیر، تفسیر نوشتن، تعبیر کردن comment

۷

judgment

(judgement =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى

۸

commentary

تفسیر، سفرنگ، تقریظ، رشته یادداشت، (در جمع) گزارش رویداد

۹

accomplishment

انجام، اجرا، اتمام، کمال، هنر، فضیلت