فرهنگ آریان‌پور

گریه و زاری‌ کردن

#۱۶۹٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bawl

داد زدن، فریاد زدن، گریه (با صداى بلند)

۲

weep

(past: wept ; past participle: wept) ـ گریه کردن، گریستن، اشک ریختن

۳

lament

تاسف خوردن، زاریدن، سوگوارى کردن، سوگوارى، ضجه و زارى کردن

۴

sorrow

سوگ، غم، غم و اندوه، غصه، حزن، مصیبت، غمگین کردن، غصه دار کردن، تاسف خوردن

۵

bemoan

سوگوارى کردن (براى)، گریه کردن (براى)، افسوس خوردن (براى)

۶

blubber

کف، حباب، چربى بالن وسایرپستانداران دریایى، چاق شدن، چربى آوردن، هاى هاى گریستن، با صدا گریستن، الچروبه