فرهنگ آریان‌پور

گریزان

#۱۶۹٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

elusive

گریزان، فرارى، کسى که از دیگران دورى مى کند، طفره زن

۲

evasive

گریزان، فرار، طفره زن

۳

divaricate

گریزان، منشعب شدن، دوشاخه شدن، از هم جداشدن

۴

run away

گریزان، فرارى، گریختن، شخص فرارى allergic

۵

hotfoot

سراسیمه، با شتاب، (در گویش) گریزان، تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتن