فرهنگ آریان‌پور

گریز زدن

#۱۶۹٬۰۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

apostrophize

گریز زدن، علامت (') گذاشتن

۲

dodge

جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى

۳

digress

پرت شدن (از موضوع)، گریز زدن، منحرف شدن

۴

leapfrog

بازى جفتک چارکش، با جست و خیز حرکت کردن، جفتک چارکش کردن، از یکدیگر بنوبت جلو زدن، گریز زدن، گره گره حرکت کردن

۵

interject

در میان آوردن، به طور معترضه گفتن، (م.ل.) در میان انداختن، در میان آمدن، مداخله کردن

۶

interjection

(دستور زبان) حرف ندا، صوت، اصوات