فرهنگ آریانپور
گریز زدن
#۱۶۹٬۰۸۲
apostrophize
گریز زدن، علامت (') گذاشتن
dodge
جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى
digress
پرت شدن (از موضوع)، گریز زدن، منحرف شدن
leapfrog
بازى جفتک چارکش، با جست و خیز حرکت کردن، جفتک چارکش کردن، از یکدیگر بنوبت جلو زدن، گریز زدن، گره گره حرکت کردن
interject
در میان آوردن، به طور معترضه گفتن، (م.ل.) در میان انداختن، در میان آمدن، مداخله کردن
interjection
(دستور زبان) حرف ندا، صوت، اصوات