فرهنگ آریان‌پور

گریز

#۱۶۹٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flight

گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله

۲

elusion

گریز، طفره، اغفال، اجتناب

۳

allusion

گریز، اشاره، کنایه، اغفال

۴

elopement

گریز (ازخانه وکسان خودباعاشق یافاسق)

۵

escapement

گریز، فرار، رهایى، چرخ دنگ، مخرج

۶

guy

شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن

۷

jink

طفره، گریز، شوخى، لطفه، سرحال، بسرعت حرکت کردن، بسرعت چرخ زدن، طفره رفتن

۸

loup

(اسکاتلند) خیز، فرار، گریز، خیززدن، فرار کردن، ذره بین کوچک

۹

getaway

(get away =) ـ آغاز، گریز، فرار، برگ، دور شو، گمشو

۱۰

scamper

چهار نعل، بتاخت رفتن، چهار نعل دودیدن، گریز، فرار با شتاب، پرواز سریع

۱۱

scuttle

سطل ذغال، جا ذغالى، کج بیل، گام تند، گریز، عقب نشینى، روزنه، دریچه، سوراخ کردن، بسرعت دویدن، در رفتن

۱۲

desertion

ترک خدمت، گریز، فرار، بى وفایى

۱۳

digression

انحراف، گریز، پرت شدگى از موضوع

۱۴

get away

(getaway =) ـ آغاز، گریز، فرار، برگ، دور شو، گم شو

۱۵

lam

(زبان عامیانه) فرار کردن گریختن، فرار، زدن

۱۶

retreat

عقب نشینى کردن، عقب نشینى، کناره گیرى، گوشه عزلت، انزوا، عقب نشاندن، پس گرفتن، عقب زدن