فرهنگ آریانپور
گریان
#۱۶۹٬۰۴۵
moist
نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب
weepy
عزادار، نالان، گریان teary
tearful
اشکبار، گریان
crying
فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن cry
weeping
(past: wept ; past participle: wept) ـ گریه کردن، گریستن، اشک ریختن