فرهنگ آریان‌پور

گذشتن از

#۱۶۷٬۶۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

overpass

گذشتن از، تجاوز کردن از، پل هوایى

۲

forbear

(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى

۳

traverse

خاکریز یا جان پناه، خط متقاطع، اشکال، مانع حایل، درب تاشو، حجاب حاجز، عبور جاده، مسیر، معبر، پیمودن، طى کردن، گذشتن از، عبور کردن، قطع کردن، عرضى، متقاطع