فرهنگ آریان‌پور

گذشت‌ کردن

#۱۶۷٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

forbear

(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى

۲

remit

بخشیدن، آمرزیدن، معاف کردن، فرو نشاندن، پول رسانیدن، وجه فرستادن، ارسال وجه

۳

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۴

forgive

(past: forgave ; past participle: forgiven) ـ بخشیدن، عفو کردن، آمرزیدن