فرهنگ آریانپور
گذر - زود -
#۱۶۷٬۵۷۲
fleet
ناوگان، عبور سریع، زود گذر، بادپا، بسرعت گذشتن، تند رفتن
sweepy
چیزى که جارو مى کند، زود گذر، سریع
fungous
قارچى، سماروغى، اسفنجى، (مجازى) زود گذر
passing
گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت
glancing
برانداز، برانداز کردن، نگاه، نگاه مختصر، نظر اجمالى، مرور، نگاه مختصر کردن، نظر اجمالى کردن، اشاره کردن ورد شدن برق زدن، خراشیدن، به یک نظر دیدن glance
ephemeral
(ephemerous =) ـ یکروزه، بیدوام، یومیه، زود گذر
fugacious
زود گذر، ناپایدار، بى دوام، زودریز، آواره
momentary
آنى، زود گذر
perishable
نابود شدنى، هلاک شدنى، زود گذر، کالاى فاسد شونده