فرهنگ آریان‌پور

گذر - زود -

#۱۶۷٬۵۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fleet

ناوگان، عبور سریع، زود گذر، بادپا، بسرعت گذشتن، تند رفتن

۲

sweepy

چیزى که جارو مى کند، زود گذر، سریع

۳

fungous

قارچى، سماروغى، اسفنجى، (مجازى) زود گذر

۴

passing

گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت

۵

glancing

برانداز، برانداز کردن، نگاه، نگاه مختصر، نظر اجمالى، مرور، نگاه مختصر کردن، نظر اجمالى کردن، اشاره کردن ورد شدن برق زدن، خراشیدن، به یک نظر دیدن glance

۶

ephemeral

(ephemerous =) ـ یکروزه، بیدوام، یومیه، زود گذر

۷

fugacious

زود گذر، ناپایدار، بى دوام، زودریز، آواره

۸

momentary

آنى، زود گذر

۹

perishable

نابود شدنى، هلاک شدنى، زود گذر، کالاى فاسد شونده