فرهنگ آریان‌پور

گذر

#۱۶۷٬۵۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

passage

گذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپرى شدن، انقضاء، سفردریا، راهرو، گذرگاه، تصویب، قطعه، نقل قول، عبارت منتخبه از یک کتاب، رویداد، کار کردن مزاج

۲

conductress

گذر، مجرا، مجرى

۳

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۴

arcade

گذرگاه طاقدار، طاق هاى پشت سرهم

۵

transit

عبور، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن

۶

path

میسر، باریک راه، جاده، راه، مسیر، طریقت، جاده مال رو

۷

highway

شاهراه، بزرگراه، راه ode _

۸

transition

انتقال، عبور، تغییر از یک حالت بحالت دیگر، مرحله تغییر، برزخ، انتقالى، گذار، تحول