فرهنگ آریان‌پور

انباشته‌ کردن

#۱۶٬۷۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mass

انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم