فرهنگ آریانپور
انباشت
#۱۶٬۷۱۵
bank
بانک، کنار، لب، ساحل، ضرابخانه، روى هم انباشتن، در بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، بانکدارى کردن
accumulation
جمع آورى، توده، ذخیره، انباشتگى
drift
توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى
collection
جمع آورى، وصول، گرد آورى، گرد آورد، کلکسیون، اجتماع، مجموعه