فرهنگ آریان‌پور

انباشت

#۱۶٬۷۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bank

بانک، کنار، لب، ساحل، ضرابخانه، روى هم انباشتن، در بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، بانکدارى کردن

۲

accumulation

جمع آورى، توده، ذخیره، انباشتگى

۳

drift

توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى

۴

collection

جمع آورى، وصول، گرد آورى، گرد آورد، کلکسیون، اجتماع، مجموعه