فرهنگ آریانپور
انباشته شدن
#۱۶٬۷۳۴
mass
انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم
collect
جمع آورى کردن، وصول کردن، گرد آوردن، جمع کردن
aggregate
جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن
accumulate
انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن