فرهنگ آریان‌پور

انباشته بستر مانند

#۱۶٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bed

بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن