فرهنگ آریان‌پور

کوژ کردن

#۱۶۵٬۹۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hump

قوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختن

۲

camber

خمیده کردن، منحنى کردن، قوز یا خمیدگى اندک، تحدب کم، تیر یا الوار خمیده و کج